نوشته های من...

نوشته های من...

نوشته های من وقتی بچه ها خوابیدند....
نوشته های من...

نوشته های من...

نوشته های من وقتی بچه ها خوابیدند....

غول مرحله آخر

از وقتی زینا دنیا آمد به خودم گفتم سه مرحله داری،از شیر گرفتن،جدا کردن جای خواب،گرفتن از پوشک،

زینا برای مرحله سوم بی نهایت خوب بود،اما دو مرحله اول واقعا طاقت فرسا گذشت و جدا کردن جای خواب تا پنج سالگی طول کشید!

روشنای کوچکم کمتر از یک سال شیر خورد و شش ماهگی جای خوابش را جدا کردم و پیش زینا می خوابید و من در رفت و آمد بودم و حساسیت های زینا را نداشت چون تنها نبود،

اما 

اما

امان از مرحله سوم از پارسال درگیر هستیم

بعد از هشت هفته و صحبت با سه تا روانشناس و اجرا کردن راهکارهایی که گفتند،دوباره پوشک شد و من سنگینی این بار را با خودم می کشیدم/:

چهارشنبه هفته قبل بردم چکاب و به دکتر اطفال گفتم شاید مشکل جسمی دارد گفت نه روشت غلط بوده! و نیاز به روانشناس نیست اصلا!!

روش دکتر خیلی خشن و قاطع بود: خودت را خیس کنی همانطور خیس می مانی تا بری دستشویی!!!

من همچنان منتظر شروع این مرحله بودم که روز جمعه اول تیر ساعت چهار عصر داخل حمام روشنا گفت من پوشک نمی خواهم!

و من را هل داد داخل این کار سخت،

افتان و خیزان پیش می رویم و کم کم دارم این بار سنگین را زمین می گذارم.

نظرات 6 + ارسال نظر
فرزانه چهارشنبه 6 تیر 1403 ساعت 12:31

عزیزم انشالله که این بار با موفقیت این مرحله هم رد بشه
من یادمه رزا را حدودا دو سال و نیمه بود که از پوشک گرفتم

فرزانه جان سن معمولش ۲سال و نیمگی ولی خب روشنا رکوردها را جابه جا کرد!!!!

لاندا چهارشنبه 6 تیر 1403 ساعت 12:11

جالبه، همونطور که خودتم میدونی بچه ها با هم فرق دارن و بالاخره همشون از پوشک گرفته میشن. تا حالا بچه ای رو دیدی که با پوشک بره مدرسه؟
خودت رو اذیت نکن. حل میشه بالاخره. خدا رو شکر که اون دوتای دیگه ش خوب سپری شده

دقیقا لاندای عزیز بچه ها همه این مرحله رو پشت سر می گذراند
ولی اگر روشنا بچه اولم بود در مقابل حرف ها و پند و اندرزهای دیگران!قطعا کم می اوردم

نسترن سه‌شنبه 5 تیر 1403 ساعت 12:46 http://second-house.blogfa.com/

دخترک ما رو هم مامان خواهرم رو در عمل انجام شده گذاشت و خونه خودشون از پوشک گرفت و واقعا ۲هفته ای جمع شد
اوایل دائم تو شورت آموزشی جیش می‌کرد یعنی بعد که جیش می‌کرد میگفت فکر کنم همسن و سال روشنا باشه، یکم اینکار صبوری میخواد
راستی برچسب و جایزه حیلی کمک کننده س

عزیزم دوهفته خوب که!من انتظار زمان بیشتری رو دارم
تمام دیوار حمام برچسب داره

ویرگول دوشنبه 4 تیر 1403 ساعت 23:02 http://Haroz.blogsky.com

عزیز کوچولو
نمی دونم اینستاگرام داری و آیا پیچ آیدا رو فالو داری یا نه؟
بزار ادرسش رو بزارم: https://www.instagram.com/aidaa_naderii?igsh=MXhqbHR2dGNkMDU0OQ==
اون مفصل از تجربه پوشک گیری فسقلی نوشته شاید کمکت کنه
برات کلی انرژی می فرستم تا موفق بشی

ممنونم ویرگول جان
به انرژی مثبت ات نیاز دارم

لیلی دوشنبه 4 تیر 1403 ساعت 20:38 http://mydayz.blogfa.com/?

پس تهدید دکتر بی جهت نبوده بگو پوشک رو اگر جمع کنیم برات میشه اخر ماه یه عروسک بخریم ببین فایده ای داره ؟
البته این که میگم شوخیه اما خوب همین که سن خوبی برای قبول این مساله داره قطعا کمکت میکنه .

امیدوارم همکاری کنه باهام

لیلی دوشنبه 4 تیر 1403 ساعت 18:02 http://mydayz.blogfa.com/?

مونا جان قطعا من تجربه ندارم و نمیدونم اما توی دانشگاه ان زمان می گفتند اگر خیلی زود شروع کنیم بچه دچار استرس میشه و کنترلش خیلی براش سخته ...
ان زمان می گفتند یک سال و هشت ماهگی تازه عصب ها متصل می شوند و بچه می توانه درک کنه ...
اما حرف دکتر یعنی روشنا کوچولو رو یک دختر با درک دیده که این تهدید رو درک میکنه و جلوی رفتار بخاطر لجبازی رو میگیره ...

مادر من همیشه میگه بچه تابستون دو سالگیش چون هوا گرم میشه خودش دیگه دوست نداره پوشک بشه و همکاری میکنه حالا نسل جدید به چه صورت هستند واقعا نمی دونم

روشنا خیلی بزرگ شده و کاملا همه چیز رو می فهم از دوسال گذشته و سه سال رو هم رد کرده

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد